على محمدى خراسانى
87
شرح رسائل (فارسى)
1 - وجوب نفسى 2 - وجوب غيرى ما در مقام استصحاب خصوص وجوب غيرى اجزاء باقيمانده را استصحاب نمىكنيم تا اشكال شود كه وجوب غيرى مقطوع الارتفاع است و مشكوك البقاء نيست تا جاى استصحاب باشد و نيز خصوص وجوب نفسى را هم استصحاب نمىكنيم تا شما بگوئيد وجوب نفسى اجزاء از اول مشكوك الحدوث و بلكه بالاتر از آن معلوم العدم است بلكه كلى و قدر جامع را كه مطلق وجوب باشد استصحاب مىكنيم يعنى مىگوييم : بلا اشكال اجزاء باقيمانده قبل از تعذر فلان جزء وجوب و مطلوبيت داشتند و لو در ضمن كل و به تبع آن ولى ما به اين خصوصيات كارى نداريم بلكه اصل وجوب مهم است كه سابقا بوده و الآن بعد از تعذر جزء شك مىكنيم كه آيا آن مطلوبيت باقى است يا نه استصحاب مىكنيم بقاء وجوب كلى را . نتيجه مىگيريم وجوب نفسى اجزاء باقيه را و سپس آثار عقليه و شرعيه از وجوب تصدق و اطاعت و ثواب و . . . مترتب مىشود زيرا كه عرف مع المسامحة مىگويد اين وجوبى كه اجزاء باقيمانده بعد از تعذر دارند همان وجوبى است كه قبل از تعذر دارا بودند پس اين را ادامه و استمرار آن مىدانند پس يقين سابق به حدوث و شك لا حق در بقاء ما كان صدق مىكند پس مانعى از استصحاب نيست . [ البته بقول مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد : اين توجيه مقبول نيست . . . لان الوجوب النفسى ليس فردا اشد من الوجوب الغيرى حتى يكون الشك راجعا الى الشك فى التبدل بل هو فرد آخر مباين له . . . ] . قوله : الّا انّ : گويا كسى مىگويد : با اين توجيه شما مشكل اينكه اين استصحاب از قبيل كلى قسم ثالث است . . . حل شد ولى مشكل ديگرى توليد شد و آن اينكه : اين استصحاب اصل مثبت مىشود و هو ليس بحجّة .